توزیع و پخش مویرگی-شرکت های پخش

مدیریت فروش مویرگی، کانال های توزیع و پخش،CRM

توزیع و پخش مویرگی-شرکت های پخش

مدیریت فروش مویرگی، کانال های توزیع و پخش،CRM



مویرگی
توزیع و پخش مویرگی-شرکت های پخش
اجرای سیستم های توزیع و پخش مویرگی، راه اندازی و استقرار سیستم ها و برنامه های توزیع و فروش مویرگی، آموزش توزیع و پخش مویرگی

علی خویه
مدرس دانشگاه سخنران مشاور محقق و مجری سیستم هاو برنامه های بازاریابی ارتباطات تبلیغات خلاقیت تجارت و فروش - بیش از 18 سال تجربه اجرایی، مولف و مترجم 12 کتاب مرجع کاربردی و تخصصی،عضو انجمن های ملی و بین المللی، ارایه بیش از 350000 نفر ساعت دوره ها و کارگاه های آموزشی و کاربردی و اجرایی به سازمانها شرکت ها و موسسات ملی و بین المللی، همکاری های مختلف اجرایی و تخصصی با برندهای معتبر و مشهور بین المللی، ارایه بیش از 100 ها عنوان مقاله تخصصی، سخنرانی در بیش از صد سمینار مختلف، سخنران برتر ده ها سمینار، مهمان و کارشناس برخی از برنامه های صدا و سیما، عضو هیات تحریریه نشریات مختلف و ....... تماس با ما:
khoooyehali@gmail.com
09122991608


18سال تجربه ی اجرایی در پخش و توزیع مویرگی


مولف و مترجم اولین کتاب حوزه پخش و توزیع و مدیریت استراتژیک توزیع و پخش مویرگی
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
خدمات ما
پخش و مویرگی پخش و مویرگی
خدمات ما
پخش و مویرگی پخش و مویرگی پخش و مویرگی
شبکه های اجتماعی

کانال تلگرام

راهکارهایی برای افزایش فروش شما

صفحه ی اینستاگرام

صفحه ی لینکدین
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شرکت پخش و توریع مویرگی» ثبت شده است

نظام توزیع و پخش

طبق تعاریف توزیع فرآیندی است؛ میان عرضه و تقاضا که در آن کالا بدون تغییر شکل (معمولاً) از محل تولید به محل مصرف می رسد. در عصر حاضر شبکه توزیع به عنوان مهمترین بخش در زنجیره تأمین به شمار آمده و وظایف گوناگونی را در این اثنا بر عهده دارد. 
کاستن از فاصله مکانی موجود بین بخش تولید و مصرف، کاهش خلاء زمانی در خرید و پرداخت و حداکثر ثبات قیمتی کالاها در زمان ها و مکان های گوناگون از اهمِ این وظایف است.
سیستم توزیع با توجه به نوع، جنس و ویژگی های متفاوت کالاها می تواند دارای فرآیندی گوناگون و گاه متفاوت باشد اما عموماً شامل مراحلی چون انبارداری، سفارش،کنترل موجودی و حمل و نقل است.

پخش مویرگی فروش مویرگی

داستان های پخش

آقای ماندگار روی میز خم شده بود. سنگینی سرش را روی دست راست ستون شده اش انداخته و مشتش زیرچانه بود. فکر و اندیشه ای نداشت. هرچه که بود در گذشته و حال و آینده غوطه می خورد و ذهنش پی دست آویزی تا به آن چنگ بیاندازد و از تشویش چند روزه اش خلاص شود. به قدر چند نفس عمیق چشمانش را بست وسعی کرد تمام صداهای پشت سرش را بشنود.

صدایی اگر بود!

پنجره ی طبقه ی دوم شرکت باز بود. اما در آن تابستان گرم که آفتاب پرجلاش همه را به زیر سایبانی فراری می داد مگر می شد چیزی شنید. حرفی و یا حتی سلامی!

از روی صندلی بلند شد آرام طول اتاق را چند بار پیمود و رو به دیوار ایستاد. دیوار پر از لوح های تقدیر و تندیسهایی بود که روی میزی از چوب بلوط می درخشیدند. عینکش را که روی پیشانی گیر داده بود پایین آورد و نگاهی به لوح های تقدیر انداخت.

_ کاری که شما می خواهید انجام بدید خیلی بزرگه! اصلاً خودتان می دانید یعنی چه؟ بعید می دانم از عهده اش بر بیایید.

- آقای عمرانی به من اجازه بدید شانسم را امتحان کنم. چند سالی روی این موضوع فکر کردم

پخش مویرگی فروش مویرگی
پخش مویرگی فروش مویرگی