توزیع و پخش مویرگی-شرکت های پخش

مدیریت فروش مویرگی، کانال های توزیع و پخش،CRM

توزیع و پخش مویرگی-شرکت های پخش

مدیریت فروش مویرگی، کانال های توزیع و پخش،CRM



مویرگی
توزیع و پخش مویرگی-شرکت های پخش
اجرای سیستم های توزیع و پخش مویرگی، راه اندازی و استقرار سیستم ها و برنامه های توزیع و فروش مویرگی، آموزش توزیع و پخش مویرگی

علی خویه
مدرس دانشگاه سخنران مشاور محقق و مجری سیستم هاو برنامه های بازاریابی ارتباطات تبلیغات خلاقیت تجارت و فروش - بیش از 18 سال تجربه اجرایی، مولف و مترجم 12 کتاب مرجع کاربردی و تخصصی،عضو انجمن های ملی و بین المللی، ارایه بیش از 350000 نفر ساعت دوره ها و کارگاه های آموزشی و کاربردی و اجرایی به سازمانها شرکت ها و موسسات ملی و بین المللی، همکاری های مختلف اجرایی و تخصصی با برندهای معتبر و مشهور بین المللی، ارایه بیش از 100 ها عنوان مقاله تخصصی، سخنرانی در بیش از صد سمینار مختلف، سخنران برتر ده ها سمینار، مهمان و کارشناس برخی از برنامه های صدا و سیما، عضو هیات تحریریه نشریات مختلف و ....... تماس با ما:
khoooyehali@gmail.com
09122991608


18سال تجربه ی اجرایی در پخش و توزیع مویرگی


مولف و مترجم اولین کتاب حوزه پخش و توزیع و مدیریت استراتژیک توزیع و پخش مویرگی
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
خدمات ما
پخش و مویرگی پخش و مویرگی
خدمات ما
پخش و مویرگی پخش و مویرگی پخش و مویرگی
شبکه های اجتماعی

کانال تلگرام

راهکارهایی برای افزایش فروش شما

صفحه ی اینستاگرام

صفحه ی لینکدین
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شرکت پخش» ثبت شده است

داستان های پخش

آقای ماندگار روی میز خم شده بود. سنگینی سرش را روی دست راست ستون شده اش انداخته و مشتش زیرچانه بود. فکر و اندیشه ای نداشت. هرچه که بود در گذشته و حال و آینده غوطه می خورد و ذهنش پی دست آویزی تا به آن چنگ بیاندازد و از تشویش چند روزه اش خلاص شود. به قدر چند نفس عمیق چشمانش را بست وسعی کرد تمام صداهای پشت سرش را بشنود.

صدایی اگر بود!

پنجره ی طبقه ی دوم شرکت باز بود. اما در آن تابستان گرم که آفتاب پرجلاش همه را به زیر سایبانی فراری می داد مگر می شد چیزی شنید. حرفی و یا حتی سلامی!

از روی صندلی بلند شد آرام طول اتاق را چند بار پیمود و رو به دیوار ایستاد. دیوار پر از لوح های تقدیر و تندیسهایی بود که روی میزی از چوب بلوط می درخشیدند. عینکش را که روی پیشانی گیر داده بود پایین آورد و نگاهی به لوح های تقدیر انداخت.

_ کاری که شما می خواهید انجام بدید خیلی بزرگه! اصلاً خودتان می دانید یعنی چه؟ بعید می دانم از عهده اش بر بیایید.

- آقای عمرانی به من اجازه بدید شانسم را امتحان کنم. چند سالی روی این موضوع فکر کردم

پخش مویرگی فروش مویرگی
پخش مویرگی فروش مویرگی

سخنران کنفرانس پخش و توزیع مویرگی کالا

علی خویه
سخنران کنفرانس پخش و توزیع مویرگی- برج میلاد تهران
 

توزیع و پخش مویرگی-شرکت های پخش مدیریت فروش مویرگی، کانال های توزیع و پخش،CRM

پخش مویرگی فروش مویرگی